تبليغاتX
زیباترین...

میلاد مولود کعبه مبارک باد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط م . ن  | 

   روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت. ...

او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست    می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد .
روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش  می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ."
بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر کرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد " نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد ." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ". جواب او همچون گلوله هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه می کردم .
در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم . همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال  می یابد . همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است .
همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید.

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط م . ن  | 

توشه سفر فراموش نشود

به نام خدا

  چند بار به سفر رفته اید ؟ در مسافرت هایی که رفته اید خودتان راننده بوده اید؟

آیا در این سفرها راه را هم اشتباه رفته اید ؟ مسلما اشتباه رفتن مسیر علاوه بر تلف کردن وقت , خستگی  و مصرف بیشتر سوخت  چه بسا خطراتی  را هم می تواند به دنبال داشته باشد .  در چنین موقعی شخص از خود می پرسد آیا بهتر نبود از همان ابتدای راهی که اشتباه رفتم از  دیگران سوال می کردم ؟ 

   حال که شناخت مسیر برای مسافرت اینقدر اهمیت دارد  دانستن مسیر صحیح زندگی چقدر مهم تر است  . خداوند مسیر را به ما نشان داده است  و این ما هستیم که از روی اختیار راه را درست برویم و شکر گزار خداوند باشیم و یا کفران نعمت کنیم و به بیراهه برویم .

إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا

ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس

 

              اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ      (خدایا) ما را به راه راست هدايت فرما

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط م . ن  | 

 

قطره ای کز جویباری می رود        از پی انجام کاری می رود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط م . ن  | 

 

السلام علی محال معرفه الله و مساکن برکه الله و معادن حکمه الله وحفظه سرالله و حمله کتاب الله و اوصیاء نبی الله و ذرریه رسول الله صلی الله علیه و آله و رحمه الله و برکاته

 

سلام بر جایگاه های شناخت خدا و محل برکت خدا و معدن های حکمت خدا و رازداران خدا و حاملان کتاب خدا و جانشینان پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا –درود خدا بر او و خاندانش باد- و رحمت خدا و برکاتش.

 

... فما احلا اسمائکم و اکرم انفسکم و اعظم شانکم و...

و چه شیرین است نام های شما و چه گرامی است جان های شما  و چه بزرگ است مقام شما ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط م . ن  | 

 
<